سر چهار راه,پشت چراغ قرمز,
یه رب, واسه پسر بچه ی ماشین جلویی, که صندلی عقب نشسته بود,
شکلک و ادا اطوار در آوردم,
دیوث یه لبخند نزن. مثل الاغ من و نیگا میکردم
عمو جان از الان عن نباش خب.
یه رب, واسه پسر بچه ی ماشین جلویی, که صندلی عقب نشسته بود,
شکلک و ادا اطوار در آوردم,
دیوث یه لبخند نزن. مثل الاغ من و نیگا میکردم
عمو جان از الان عن نباش خب.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر